جنگ علیه ایران غیرقانونی است؛ بدتر از یک خطا

دو سال پس از محکومیت بیدرنگ حمله تمامعیار روسیه به اوکراین، همان دولتها در قبال آنچه آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران توصیف میشود، بهطرز چشمگیری محتاط و کمصدا بودهاند. پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا، از معدود رهبران اروپایی است که صریحاً این اقدام را محکوم کرده و نروژ و چند کشور دیگر نیز به نقض حقوق بینالملل اشاره کردهاند.
در مقابل، آنتونی آلبانیزی، نخستوزیر استرالیا، حمایت بیقید و شرط خود را اعلام کرد و فریدریش مرتس، صدر اعظم آلمان، گفت اکنون «زمان پند دادن به شرکا و متحدان نیست». گزارشها حاکی است که «گناه نخستین» با تلفات سنگین غیرنظامیان تشدید شده است: بیش از هزار غیرنظامی در ایران کشته شدهاند؛ از جمله در حمله به یک مدرسه دخترانه که دستکم ۱۷۵ نفر، عمدتاً کودکان، جان باختند؛ شواهد به مسئولیت آمریکا اشاره دارد.
ناظران حقوقی میگویند نقضهای جدی قوانین جنگ—چه بیپروا و چه عمدی—مصادیق جنایت جنگی است. در همین حال، پیت هِگسِت، وزیر دفاع آمریکا، جمعه اعلام کرد که «هیچ امانی داده نخواهد شد»؛ عبارتی که بهعنوان نقض حقوق بشردوستانه بینالمللی توصیف شده است.
همزمان، حملات اسرائیل به لبنان—در پاسخ به حملات حزبالله در دفاع از ایران—دستکم نامتناسب توصیف میشود؛ به تلویح کاتیا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، که به آوارگی گسترده غیرنظامیان و تخریب زیرساختها اشاره کرده است. منتقدان تأکید میکنند این واقعیت که ایران نیز مرتکب جنایتهای جنگی میشود، از مسئولیت آمریکا یا اسرائیل نمیکاهد.
این شکاف میان شعارهای غرب درباره معیارهای جهانی و خشم گزینشیاش، به گفته ناظران، برای افکار عمومی جهان هر روز آشکارتر میشود. آنان تضاد تلخ میان دفاع پرشور از اوکراین و بیاعتنایی ظاهری به نسلکشی در غزه را یادآور میشوند.
همچنین به عملیات دولت ترامپ علیه قایقهای مظنون به قاچاق مواد مخدر در کارائیب و «ربودن» نیکولاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، اشاره میکنند؛ اقداماتی که با سکوت نسبی متحدان همراه بود و هر بار باور به حقوق بینالملل را بیش از پیش فرسود.
دوگانگی معیارها، بهگفته منتقدان، ریشه در ناخشنودی از حکومتهای ونزوئلا و ایران، نگرانی از خشمگین کردن رئیسجمهور آمریکا و اولویت دادن به نیازهای اوکراین دارد؛ و حتی برخی رهبران اروپایی استدلالهای واشنگتن را تکرار میکنند. دونالد ترامپ زمانی گفت «اخلاق شخصی خودش» تنها محدودیت قدرت جهانی اوست؛ انتقادی که صرفاً متوجه شخصیت او نبود.
با آغاز جنگ علیه ایران، مرتس نیز پرسید: «وقتی حقوق بینالملل آشکارا به مرزهایش میرسد، چه باید کرد؟» دکتر تامر موریس از دانشگاه سیدنی یادآور میشود: «هدف حقوق بینالملل تعیین خوب و بد اخلاقی نیست؛ حفظ نظم در جهانی است که هر دولت باور دارد در حال جنگیدن برای ‘هدف خوب’ است.» بهرغم افزایش انتقادها از سوی مرتس و دیگران با روشنتر شدن تبعات جنگ، نویسندگان و حقوقدانان هشدار میدهند که مخالفت با این جنگ نباید صرفاً بر ملاحظات عملگرایانه یا اخلاقی تکیه کند.
دشواری اجرای حقوق بینالملل و محدودیتهای آن، دلیل کنار گذاشتنش نیست. اگر کسانی که از افول نظم مبتنی بر قواعد گلایه میکنند همزمان با فرسایش قانون همراه بمانند، همه ما در معرض خطر بیشتری قرار خواهیم گرفت.
