من آن را «گذار از صلح آمریکایی به صلح اسرائیلِ بزرگ» مینامم

در میانهٔ دورهای که خاورمیانه با جنگها و دگرگونیهای پیدرپی روبهروست، دنیل لوی (Daniel Levy)، سیاستمدار و تحلیلگر بریتانیایی–اسرائیلی، از «گذار از صلح آمریکایی به صلح اسرائیل بزرگ» سخن میگوید. او معتقد است نتانیاهو از این لحظهٔ بیثبات برای بازطراحی نظم منطقهای بهره میگیرد؛ نظمی که بهگفتهٔ او میتواند پیامدهای عمیقی برای آیندهٔ خاورمیانه داشته باشد.
این گفتوگو بهکوشش پرنیله سولهایم ( Pernille Solheim ) برای روزنامهٔ نروژی کلاسهکامپن (Klassekampen) انجام شده است. به گفته دنیل لوی، اسرائیل آگاهانه در تلاش برای تسلط بر خاورمیانه، حمایت ایالات متحده را از بین میبرد. در فاصلهٔ تنها دو سال و نیم، چهرهٔ خاورمیانه آنچنان دگرگون شده که بهسختی میتوان آن را بازشناخت.
تقریباً هیچ کشوری در منطقه از جنگهایی که در این مدت سراسر آن را فراگرفتهاند، در امان نمانده است. برخی مناطق فقط هدف حملات پراکندهای بودهاند که بیشتر پیامدهای اقتصادی و اعتباری داشته، اما بخشهای دیگر یا خالی از سکنه شدهاند یا بهکلی ویران شدهاند. در تقریباً همه بحرانهای منطقه، نقش بنیامین نتانیاهو، معروف به «بیبی»، بهوضوح دیده میشود و به گفته دنیل لوی، این موضوع تصادفی نیست.
لوی، سیاستمدار بریتانیایی-اسرائیلی، مشاور پیشین دولت اسرائیل و از مذاکرهکنندگان روند اسلو، در گفتوگویی تلفنی از لندن میگوید که نتانیاهو اکنون در حال بهرهبرداری از یک فرصت تاریخی است. او میخواهد پس از فروکش کردن این تحولات، چهره خاورمیانه را بازطراحی کند، شاید برای آخرین بار و با تکیه بر قدرت نظامی آمریکا.
به باور او، نتانیاهو قصد دارد تا زمانی که قدرت در اختیار اسرائیل است و ایالات متحده هنوز توان اعمال آن را دارد، بیشترین بهره را ببرد. لوی معتقد است که نتانیاهو حتی در میانه جنگ هم بهخوبی میبیند که ایالات متحده ابرقدرتی در حال افول است و حمایت بیقیدوشرط گذشتهاش از اسرائیل دیگر تحت فشار قرار گرفته است.
حتی اگر آمریکا برتری نظامی خود را حفظ کند، هیچ تضمینی نیست که در آینده همچنان از اسرائیل حمایت کند، و شاید دیگر هرگز رئیسجمهوری تا این اندازه حامی اسرائیل در کاخ سفید نباشد. به گفته او، یک تغییر بنیادین در خاورمیانه، و حتی در سطح جهان، در حال شکلگیری است و نتانیاهو میکوشد پیش از آنکه فضای مانور محدود شود، پروژه «اسرائیل بزرگ» یعنی اعمال حداکثر کنترل و نفوذ منطقهای را تا حد ممکن پیش ببرد.
لوی میگوید زمانی که در ۲۸ فوریه با خبر آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران از خواب بیدار شد، نخستین فکری که به ذهنش رسید این بود که « بالاخره، بیبی در آمریکا رئیس جمهوری پیدا کرده که آنقدر سادهلوح است که این کار را انجام دهد.» به گفته او، دولتهای مختلف آمریکا در طول دههها حاضر بودهاند امتیازات زیادی به اسرائیل بدهند و در چارچوب «صلح آمریکایی»، این حمایت گسترده به اسرائیل، بهعنوان تنها قدرت هستهای منطقه، اجازه داده است نفوذ خود را، عمدتاً به بهای فلسطینیها، گسترش دهد.
با این حال، این حمایت همیشه بیقیدوشرط نبوده است؛ آمریکا ناگزیر بود دستکم بهصورت ظاهری از راهحل دوکشوری و روند صلح حمایت کند تا توازن روابطش با کشورهای عربی حفظ شود. همچنین همه رؤسایجمهور آمریکا یک خط قرمز مشترک داشتند و از حمله نظامی مستقیم به ایران، بهعنوان بزرگترین مانع تسلط منطقهای اسرائیل، خودداری میکردند.
به گفته لوی، اکنون این محدودیتها عملاً از میان رفته و شرایط وارد مرحلهای متفاوت شده است. او که اکنون در بریتانیا زندگی میکند و مسئولیت پروژه ایالات متحده-خاورمیانه را بر عهده دارد، توضیح میدهد که منظورش از «اسرائیل بزرگ» لزوماً مرزهای اسطورهای میان نیل و فرات نیست؛ بلکه هدف اصلی نتانیاهو، تسلط کامل بر سرزمینهای اسرائیل و فلسطین و احتمالاً گسترش نفوذ به بخشهایی از لبنان و سوریه است.
از نگاه او، نتانیاهو در پی ایجاد نظمی منطقهای است که در آن اسرائیل بازیگر مسلط باشد، حتی اگر این هدف در نهایت بدون اتکا به آمریکا محقق شود. او نشانههای این روند را در اقداماتی مانند ایجاد مناطق حائل در سوریه و لبنان، تلاش برای حذف مسئله فلسطین، تضعیف ایران و وابستهسازی کشورهای منطقه به اسرائیل میبیند.
از دهه ۱۹۹۰، نتانیاهو همواره درباره خطر برنامه هستهای ایران هشدار داده و تلاش کرده است رؤسایجمهور آمریکا، از جمله ترامپ، را از مسیر مذاکره با ایران دور کند. گزارشهایی نیز منتشر شده که نشان میدهد مقامات اسرائیلی به ترامپ وعده داده بودند با حذف برخی رهبران ایرانی میتوان زمینه سقوط نظام را فراهم کرد و حتی این فرصت را «تاریخی» توصیف کرده بودند.
با این حال، لوی این روایتها را چندان قابل اتکا نمیداند و معتقد ا…
