طرد و تحقیرشدگان

بیکاری و شرایط جنگی باعث شد به اجبار تعدادی فیلم و سریال ببینم و از جمله #سریال_قورباغه و فیلم جنگ جهانی سوم ساختههای #هومن_سیدی را دیدم. فیلم «مغزهای کوچک زنگزده» را هم سالیان قبل از او دیده بودم. به گمانم در ذهنیت هومن سیدی، نکته مهم و بسیار قابل اعتنایی هستد که در هر سه اثر او آشکارند.
البته درباره بقیه آثار او قضاوت نمیکنم. آدمها، شخصیتها و وضعیتهایی که سیدی در این سه اثر به تصویر میکشد، همگی نشان طردشدگی را بر خود دارند. آدمهای مغزهای کوچک زنگزده در حاشیه شهر و در خشنترین صورتهای طردشدگی به سر میبرند. همچنین است شخصیتی که محسن تنابنده در جنگ جهانی سوم بازی میکند و حتی دختر کر و لالی که او عاشقش میشود.
آدمهای قورباغه هم همگی نشان طردشدگی بر چهره دارند از نوری گرفته تا رامین و سروش و بقیه. اما نکتهای که سیدی در همه اینها به تصویر میکشد، ظرفیت این آدمهای طردشده برای اعمال خشونت است. شخصیت مظلوم و ساکت تنابنده در جنگ جهانی سوم میتواند در نهایت آدم بکشد و سم در غذای دهها نفر بریزد.
در کل فیلم هم توسط کارگردان و تهیهکننده و سایر شخصیتهای درون فیلم تحقیر میشود. آدمهای سریال قورباغه آرزومندان طردشدهای هستند که به دنبال ثروت و بیشتر از آن قدرت میگردند. گرد مخدر قورباغه، نوشداروی قدرت برای نفی طردشدگی است و همه حاضرند برای رسیدن به آن آدم بکشند، از عشق بگذرند و خشونت بورزند.
آدمهای طردشده مغزهای کوچک زنگزده هم همین قابلیت را دارند. درست است که شرایط جنگی است و حال و حوصلهای برای این نوع نگاه به زندگی اجتماعی نیست، اما دقیقاً همین نقطه کانونی نگاه هومن سیدی است که او و طرح انتقادی آثارش (حداقل در این سه اثر که من دیدهام) را به لحظه حال ایران در فروردین ۱۴۰۵ پیوند میزند.
جامعه ایران چگونه دوپاره شد؟ چگونه بخشی از این جمعیت (هر چند درصد که هست) به نقطهای رسید که از باریدن خشنترین و فلاکتبارترین صورت خشونت (جنگ علیه وطن با همه خسارات و خشونتهایش) استقبال کرده و خوشحالی کند؟ این لحظه تأسفبار چگونه پدید آمد؟ بخشی از ایرانیان طرد شدند، صدایشان شنیده نشد، عاملیتشان از دست رفت، و در نهایت از سر استیصال به قدرت جادویی (مثل گَرد قورباغه) دل بستند.
آنها بر اثر سازوکارهای اقتصادی (فقر و بسته شدن فرصتهای رشد)، سازوکارهای اجتماعی (سرکوب سبک زندگی، محترم شمرده نشدن، نادیده گرفته شدن و احساس سرکوب منزلتی)، سازوکارهای سیاسی (ممانعت از مشارکت سیاسی، خلق بیقدرتی در اثرگذاری معنادار بر سرنوشت سیاسی، مشاهده فساد و ناکارآمدی و بسته شدن روزنههای خروج از این وضعیت)؛ و در تنگنای فقدان بازنمایی رسانهای دیدگاه و اندیشهشان، عصیان کردند.
این البته عصیانی مستأصل است که در قالب دل بستن به اعمال خشونتی که دیگری (دشمن بیرونی) اعمال میکند، جلوهگر میشود. آثار هومن سیدی از این جهت که طردشدگان را در کانون توجه قرار میدهد، نگاه انتقادی نافذی به جامعه ایرانی دارد؛ و از آن جهت که ظرفیت بروز خشونت و اهمیت خطرهای نهفته در احساس بیقدرتی را به تصور میکشد، مهم و هشداردهنده هستند.
ایران بهتر در شرایطی ساخته میشود که تعداد هر قدر کمتری از آدمها احساس طردشدگی و تحقیر داشته باشند. هر کجا انسانی تحقیر و طرد شود، تخم کینه و نفرتی کاشته میشود، و سودای دستیابی به قدرتی برای خروج از طرد و تحقیر شکل میگیرد که خانمانسوز است. گاه بنیان خانوادهای را میسوزاند و گاه جامعهای را به آتش میکشد.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند * ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی مینویسم. بیانیه هیئت سیاسی اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در روزگاری که دلها سنگین و نگران است، نوروز یادآور همین امید است؛ یادآور نوزایی، همدلی و ایستادگی، و اینکه زندگی، حتی در دل رنج، راه خود را ادامه میدهد.
باشد که سال نو، پایان رنج و خشونت را نزدیکتر کند؛ جان مردم بیدفاع در امان بماند و صلح و آرامش بار دیگر به زندگیها بازگردد. امید آنکه خرد و تدبیر بر تصمیمها چیره شود، افقی روشنتر پیش روی این سرزمین گشوده گردد و ایران از این دوران دشوار با سربلندی عبور کند.
شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان میدهد که هر موج سرکوب، بهجای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچکتر میکند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان میراند و پس از مدتی، اعتراضات گستردهتری دوباره سر برمیآورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقهای و بینالمللی نیز همزمان شده است.
در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری…
