از «کمک در راه است» تا «درهای جهنم»؛ پیچیدگیهای دیپلماسی تهدید آمریکا علیه ایران

چند هفته پس از آنکه دونالد ترامپ به معترضان ایرانی گفت «کمک در راه است»، لحن کاخ سفید در قبال ایران بهسرعت به سوی تهدید و فشار نظامی چرخید؛ چرخشی که اکنون از «دیپلماسی زیر سایه بمباران» سخن میگوید و دوگانهای تند پیش میکشد: «توافق» یا «گشوده شدن درهای جهنم». ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، ۲۲ دی پارسال در پیامی به معترضان ایرانی—که در روزهای پیش از آن با سرکوبی مرگبار روبهرو شده بودند—اعلام کرد «کمک در راه است».
۱۰ اسفند (یک روز پس از آغاز جنگ با ایران) دوباره خطاب به معترضان گفت: «سالهاست از آمریکا خواستهاید در مبارزه با رژیم به شما کمک کند. هیچ رئیسجمهوری حاضر نشد این کار را انجام دهد، اما من این کار را کردم.» او از معترضان خواست تا پایان عملیات نظامی در مکانهای امن پناه بگیرند و وعده داد پس از پایان حملات، نوبت آنهاست که آینده خود را در دست بگیرند و شکوفایی ایران را رقم بزنند.
اما از اواخر اسفند محور پیامها تغییر کرد.
اشاره مستقیم به معترضان در سخنرانیهای ترامپ کمرنگ شد و جای خود را به گزارههای تکرارشوندهای داد: «جنگ ضروری است، در آن پیروز شدهایم، باید ادامه پیدا کند و بهزودی پایان خواهد یافت.» او ۲۶ اسفند گفت: «ایران از نظر نظامی اساساً در دو یا سه روز اول تمام شد.» از اوایل فروردین، مفهوم «دیپلماسی زیر سایهٔ بمباران» نیز به این رویکرد افزوده شد؛ در حالیکه از «باز بودن درهای دیپلماسی» سخن میرفت، «مذاکره» در برابر «تسلیم حکومت» قرار داده شد.
در ادامه، پیام واشینگتن بهطور فزایندهای به دو انتخاب برای جمهوری اسلامی فروکاسته شد: «توافق» یا «گشوده شدن درهای جهنم». بهتازگی ترامپ از گفتوگو با لایهای از رهبران جمهوری اسلامی که بهگفته او با «رهبران پیشین متفاوتاند» سخن گفته و این وضعیت را «تغییر رژیم» توصیف کرده است.
در برنامه رادیویی «پاراگراف اول»، کیان تاجبخش، کارشناس روابط بینالملل، حکمرانی جهانی و سیاستگذاری شهری از دانشگاه کلمبیا، و مهدی نوربخش، مدرس امور بینالملل و اقتصاد در دانشگاه علوم و فناوری هریسبورگ، به این پیچیدگیها پرداختند. تاجبخش—که حدود ده سال در ایران زندگی کرده و مدتی را نیز در حبس بوده—تأکید کرد طرفدار هیچ جنگی نیست، اما بهگفته او «جنگ کنونی» را جمهوری اسلامی «۴۷ سال پیش» با اسرائیل و آمریکا آغاز کرده است.
او این روایت را به واقعیت تاریخی «نزدیکتر» دانست و معتقد است جمهوری اسلامی در سال ۵۷ «چهار جبهه» علیه ایران گشود و عملاً اعلام جنگی بود علیه مدرنیته، آزادیخواهی و «تمدن لیبرال». به باور او، این آمریکا و اسرائیل بودند که با دیپلماسی پرونده هستهای، مذاکره و اقدامات پشتپرده کوشیدند با جمهوری اسلامی کنار بیایند.
تاجبخش گفت پس از هفتم اکتبر ۲۰۲۳، تهدید امنیتی جمهوری اسلامی برای منطقه چنان شدت گرفت که سیاستهای قبلی، از جمله رویکرد دولت باراک اوباما، پاسخگو نبود. او با اشاره به «درخواستهای چهارگانه» ایالات متحده در دور آخر مذاکرات با ایران در ژنو افزود: وقتی جمهوری اسلامی نپذیرفت حتی درباره این مطالبات مذاکره کند، آمریکاییها در عمان به این جمعبندی رسیدند که باید بهسوی استفاده از اهرم زور بروند.
مهدی نوربخش با تأکید بر مخالفتش با سیاستهای جمهوری اسلامی، دیدگاههای تاجبخش را «فاقد مستندات تاریخی» خواند.
بهگفته او، پس از هفتم اکتبر «گروههای نیابتی» جمهوری اسلامی به معنای سابق عملاً وجودی نداشتند: حماس در غزه توسط اسرائیل از پا درآمد؛ در سوریه، قطر و ترکیه نفوذ ایران را کنار زدند، «دولت دیگری» سر کار آمد و دولت اسد «فروپاشید»؛ در عراق، بازیگران داخلی مسیر خود را رفتند و راههای نفوذ ایران را بستند؛ در لبنان ضربههای سنگینی به گروههای نیابتی وارد شد و در یمن نیز وضعیت به سمت آرامش رفت.
نوربخش پرسید: «در جنگ دوازدهروزه اسرائیل علیه ایران، کدامیک از این گروههای نیابتی از ایران حمایت کردند؟» بهجز حزبالله لبنان که بهگفته او «تاوان» داد و حسن نصرالله، دبیرکل این گروه، در این رابطه کشته شد. او جمعبندی تاجبخش را «سادهسازی» مسائل توصیف کرد. این جدال تحلیلی تصویرهای متضادی از میدان و از کارآمدی فشار نظامی در کنار دیپلماسی پیش چشم میگذارد؛ در حالیکه پیامهای اخیر واشینگتن همچنان بر ترکیبی از تهدید و دعوت به گفتوگو تکیه دارد.
